شرایط و نحوه شکایت از محجور یا شکایت محجور از دیگری

نحوه شکایت از محجور یا شکایت محجور از دیگری ، با وکیل وطن دوست

  • محجور کیست؟
  • حجر به چه معناست؟

برای درک بهتر این کلمه ابتدا باید با معنای واژه اهلیت آشنا شوید.

اهلیت تمتع و اهلیت استیفاء

ما در قانون دو نوع اهلیت داریم : اهلیت تمتع و اهلیت استیفاء

اهلیت تمتع

طبق قانون اساسی و قانون مدنی هر شخصی که زنده متولد می شود دارای یکسری حقوق و تکالیف می شود. مثل حق آزادی در انتخاب شغل و همسر و یا مالکیت به این نوع اهلیت ، اهلیت تمتع می گویند. ، تمتع یعنی بهره بردن و همه انسانها در اهلیت تمتع باهم برابرند.

اهلیت استیفاء

هر شخصی که با اهلیت تمتع دارای حقوقی می شود مثل حق مالکیت ، باید بتواند از آن حق خود استفاده کند. مثلا لازمه حق مالکیت توانایی دخل و تصرف در آن حق است مثلا کسی که مالک ملکی می شود. طبیعتا باید بتواند آزادانه هر اقدامی که خواست با ملکش بکند مثلا آنرا بفروشد یا هدیه دهد و … که به آن اهلیت استیفا می گویند .

همانطور که اشاره شد طبق قانون مدنی هرشخصی که زنده متولد می شود. تا زمان مرگ از اهلیت تمتع برخوردار است. ولی همه افراد دارای اهلیت استیفاء نمی باشند.

به اشخاصی که اهلیت استیفاء ندارند محجور می گویند یعنی نمی توانند در حقوق مالی و غیرمالی خود تصرفی نمایند.

حجر یعنی چه

حجر در لغت یعنی ممانعت شخصی از انجام کاری و در قانون به معنی عدم توانایی شخص در اداره امور مالی و غیر مالی خود است و به شخصی که چنین توانایی را ندارد محجور می گویند.

شکایت از محجور یا شکایت محجور از دیگری

چه کسانی محجور هستند؟

محجورین طبق قانون به ۳ دسته زیر تقسیم می شوند.

۱) صِغار :

صغیر به کسی گفته می شود که هنوز به سن بلوغ نرسیده و نمیتواند امور مالی و غیر مالی خود را اداره کند. در قانون ما سن بلوغ برای دختر ۹ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری می باشد.

۲) سُفَها (غیر رشید) :

شاید تا کنون واژه سَفیه به گوشتان خورده باشد. سفیه کسی است که علی رغم اینکه به سن بلوغ یا قانونی رسیده ولی باز هم نمی تواند در امور مالی خود دخل و تصرف کند. درواقع سفیه عقل معاش ندارد و در امور مالی به ضرر خود اقدام می کند و باعث از بین رفتن دارائی خود می شود.

۳) مَجانین :

همانطورکه می دانید افراد دیوانه و فاقد عقل نیز توانایی اداره امور مالی و غیرمالی خود را ندارند.

به کسانی که مشمول یکی از سه مورد فوق باشد شخص فاقد اهلیت و محجور می گویند.

توجه داشته باشید که عدم اهلیت این افراد و منع آنها در دخالت در امور مالی و غیر مالیشان جنبه حمایتی داشته و قانونگذار برای جلوگیری از ورود ضرر و خسارت به این دسته از افراد آنها را فاقد اهلیت خوانده است.

شخص محجور چگونه می تواند از کسی شکایت کند؟

آیا محجور می تواند خود به تنهایی اقدام به طرح دعوا نماید؟

سوالی که مطرح می شود این است که شخصی که اهلیت استیفاء ندارد یعنی صغیر یا مجنون و یا غیر رشید است. اگر مورد ظلم و تعدی قرار گیرد و اقدامی غیر قانونی علیه او انجام شود چگونه می تواند دادخواهی کند و حقش را بگیرد؟ چراکه گفتیم شخص محجور از اهلیت قانونی برای دخالت در امور مالی و غیرمالی خود برخوردار نیست.

حداقل سن برای اقدام قانونی اشخاص ۱۸ سال تمام است و افراد زیر ۱۸ سال نمی توانند اقدام به طرح دعوا علیه دیگری نمایند از طرفی ممکن است شخصی ۱۸ سالش تمام شده یا بالای ۱۸ سال سن دارد. ولی به دلیل سفیه یا مجنون بودن اهلیت قانونی برای اقامه دعوا نداشته باشد. بطور کلی افراد محجور خود بتنهایی نمی توانند اقدام به طرح دعوا نمایند و قانون برای این دسته افراد تعیین تکلیف نموده است و طرح دعوا از طرف افراد محجور را توسط ولی یا قیم آنها جایز دانسته و حتی تکلیف قانونی آنها قرار داده است.

بنابراین اگر جرمی علیه محجور واقع شود یا به هر نحوی حقی از او زائل شود ولی ( پدر یا جد پدری) یا قیم می بایست از طرف او اقدام به طرح شکایت یا طرح دعوای حقوقی نماید و چنانچه ولی یا قیم فوت کرده یا مفقود باشند. و یا اینکه شخص محجور بخواهد از خودِ ولی یا قیم شکایت کند ، دادستان به عنوان مدعی العموم یا قیم موقت تعیین می کند یا خود شخصا اقدام می نماید. در صورتیکه ولی یا قیم وجود داشته باشد ولی از اقدام به طرح دعوا ممانعت نماید طبق ماده ۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری دادستان شخصا موضوع را پیگیری خواهد نمود.

چگونه می توان از شخص محجور شکایت کرد؟

طبق قانون آیین دادرسی مدنی برای طرح دعوا علیه محجور می بایست نام خود شخص محجور در ردیف خواندگان ذکر و مستقیما طرف دعوا قرار گیرد و چنانچه شخصی ولی یا قیم محجور را طرف دعوا قرار دهد دعوای او رد خواهد شد. بنابراین توجه داشته باشید برای طرح دعوای حقوقی حتما می بایست شخص محجور مستقیما طرف دعوا واقع شود. البته باید در نظر داشت که شخص محجوری که طرف دعوا قرار گرفته قانوناً می تواند از پاسخ به آن دعوا و دفاع در مقابل آن تا زمانی که ولی یا قیم او به دادرسی دعوت نشده است امتناع کند.

درصورتیکه شخص از ابتدا محجور نبوده و طرف دعوا واقع شود ولی در اثنای دادرسی محجور شود مثلا دچار جنون شود دادگاه جریان دادرسی را تا زمان معرفی ولی یا قیم او متوقف خواهد کرد.

در خصوص ارتکاب جرم توسط محجورین نیز دعوای کیفری می بایست برعلیه خود شخص محجور اقامه شود و رسیدگی به جرایم محجورین نیز طبق قوانین کیفری انجام خواهد شد.

نکته جالب این است که ممکن است شخصی نه صغیر باشد نه سفیه و نه دیوانه ولی از تصرف در امور مالی خود ممنوع باشد. شخص ورشکسته یعنی تاجری که بدهی او از دارائیش بیشتر بوده و کفاف دیونش را ندهد به حکم قانون از تصرف در اموال خود ممنوع است. و طرح دعوا یا دفاع در قبال آن در امور مالی می بایست از طرف مدیر تصفیه یا به طرفیت مدیر تصفیه واقع شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص نحوه شکایت از محجور با وکیل سارا وطن دوست در تماس باشید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.