وکیل مهریه , وکیل خانم برای مطالبه مهریه

وکیل مهریه , وکیل پایه یک دادگستری خانم ، برای مطالبه مهریه : مهریه یکی از بیشترین دعاوی حال حاضر دادگاهها و اجرای ثبت است . درواقع اولین اقدامی که از طرف زن برای طلاق انجام می شود. اقدام برای مطالبه حقوق مالی بویژه اجرا گذاشتن مهریه است .

وکیل متخصص در امر مهریه میتواند در تسریع روند مطالبه مهریه و جلوگیری از انتقال اموال زوج برای عدم پرداخت یکباره مهریه مفید باشد. و درواقع وکیل مهریه با تجربه ای که در این زمینه دارد. می تواند این پروسه را برای شما راحتتر کند و شما می توانید با مراجعه و مشاوره از وکیل متخصص خانواده کمک بگیرید .

قانون مدنی تعریفی از مهریه ارائه نداده است و در ماده ۱۰۷۸ اینگونه بیان کرده که هرچیزی که مالیت داشته باشد. و قابل تملک هم باشد می توان به عنوان مهریه قرار داد.
زن به محض اینکه عقد واقع می شود مالک کل مهر می شود. و هر تصرفی می تواند در آن بکند ولی در صورتی که قبل از وقوع نزدیکی بین زوجین منجر به طلاق شود زن مستحق نصف مهریه خواهد بود.

آیا ذکر مهریه در عقد نکاح الزامی است؟

۱.عدم تعیین مهریه در نکاح دائم

طبق قانون مدنی در نکاح دائم ممکن است مهریه تعیین نشود و امکان دارد زوجین بعد از عقد به تراضی اقدام به تعیین مهریه نمایند. ولی اگر قبل از تراضی برای تعیین مهر نزدیکی صورت گیرد مهرالمثل به زن تعلق می گیرد و اگر در نکاح دائم شرط شود. که زن کلا مهریه نداشته باشد آن شرط نافذ نیست ولی عقد صحیح است.

۲.عدم تعیین مهریه در نکاح موقت :

اگر در عقد موقت مهریه تعیین نشود آن عقد باطل است.

وکیل مطالبه مهریه

ویژگی های مهریه

 

  1. مهریه باید معلوم باشد. یعنی چیزی که به عنوان مهریه تعیین می شود باید تا حدی باعث رفع جهالت زوجین شود. بدین صورت که مقدار و وصف و جنس آن معلوم باشد .مثلا مرد نمیتواند بگوید. یک خانه ای را مهر تو قرار می دهم ،چراکه معلوم نیست کدام خانه است و باید یک خانه مشخص و معلوم را به عنوان مهریه قرار دهد.
  2. مهریه باید معین باشد یعنی مردد بین دو یا چند چیز نباشد . مثلا زوج بگوید یکی از این سه خانه را مهرت قرار می دهم و برای مهریه می بایست حتما یکی از این سه خانه را تعیین کند .
  3. مهـریه باید مالیت داشته و ارزش مالی داشته باشد. پس مهریه می تواند یک شکلات باشد.
  4. مهریه باید قابلیت تملک داشته باشد مثلا یک تکه الماس در ته اقیانوس یا یک پرنده فراری را نمی توان به عنوان مهر قرار داد.
  5. مهـریه باید به تراضی و توافق زوجین و یا خانواده های آنها تعیین شود.
  6. می توان اختیار تعیین مهریه را به زوج یا شخص ثالثی واگذار کرد و او هر مقداری که بخواهد میتواند تعیین کند.

 

اقسام مهریه

۱)  مهرالمسمی

مهریه ایست که زوجین با توافق یکدیگر تعیین می کنند.

۲)مهر المثل

برای خانمی که حین العقد مهریه تعیین نشده ولی نزدیکی واقع می شود. مهریه عرفا با توجه به شرایط زوجه با توجه به سطح خانوادگی و تحصیلات و سایر صفات و مشخصات او نسبت به خانمهای فامیل و نزدیکان تعیین میگیرد.

۳)مهرالمتعه

برای خانمی که مهریه ندارد و قبل از نزدیکی شوهرش او را طلاق دهد مهرالمتعه تعلق می گیرد. یعنی مالی که مرد با پرداخت آن به زن از او دلجویی می کند . در مهرالمتعه حال و احوال مرد از جهت مال دار بودن یا نبودن در نظر گرفته می شود.

مهریه در عقد نکاح یا تعیین می شود یا تعیین نمی شود.

 

الف ) مهریه تعیین شده:

  1. مهرالمسمی بعد از وقوع نزدیکی با طلاق و فوت و فسخ نکاح تماما به زن تعلق می گیرد.
  2. مهرالمسمی قبل از وقوع نزدیکی در صورت طلاق نصف و در صورت فوت ،تمام آن به زن تعلق می گیرد. و در صورت فسخ (به جز فسخ بخاطر عنن که نصف مهریه تعلق می گیرد) مستحق مهر نیست.

ب)مهریه تعیین نشده :

  1. بعد از وقوع نزدیکی در صورت طلاق و فسخ و فوت مهرالمثل به زن تعلق می گیرد.
  2. قبل از وقوع نزدیکی در صورت طلاق، مهرالمتعه ، در صورت فسخ (به جز فسخ بخاطر عنن که نصف مهریه تعلق می گیرد.) و فوت، زن مستحق مهر نخواهد بود.

مهریه در نکاح موقت

طبق ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی عدم ذکر مهر در عقد باعث بطلان عقد است.
در نکاح منقطع یا عقد موقت فوت زن در اثنای مدت مهریه را ساقط نمی کند. و در صورتی هم که مرد تا پایان مدت عقد با زن نزدیکی نکند همچنان مهریه به زن تعلق می گیرد.
همچنین در صورتی که شوهر قبل از وقوع نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد نصف مهریه به زن تعلق خواهد گرفت.

وکیل مهریه

حق حبس چیست؟

وکیل مهریه : زن می تواند تا زمانی که مهریه به او تسلیم نشده از ایفای وظایف زناشویی خودداری نماید. و از مرد تمکین نکند واین عدم تمکین حق نفقه را از بین نمی برد و مرد باید نفقه بپردازد و اگر زن به اختیار خودش تمکین نماید. دیگر نمی تواند از حق حبس خود استفاده کند.
البته توجه داشته باشید که این حق حبس فقط به زن تعلق دارد و مرد نمی تواند پرداخت مهریه را موکول به تمکین زن نماید.

آیا زن فقط می تواند ۱۱۰ سکه از مهریه خود را اجرا بگذارد؟

اینطور بین مردم جا افتاده که زن نمی تواند بیشتر از ۱۱۰ سکه از شوهرش بگیرد.
در واقع مفهوم ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده این است که زن می تواند نسبت به همه مهریه خود اقدام نماید. و مرد اگر نداشته باشد جلب می شود . تا ۱۱۰ سکه اصل بر این است که مرد توانایی پرداخت دارد. وگرنه خود او می بایست با دو نفر شاهد در دادگاه ثابت کند که معسر است و توانایی پرداخت یکباره مهریه را ندارد.  پرداخت مهریه تقسیط می شود ولی در صورتی که مازاد بر ۱۱۰ سکه باشد اصل بر این است که مرد ندارد و زن میبایست ملائت و دارایی مرد را ثابت کند. در صورت اثبات اگر مرد مهریه را پرداخت نکند جلب می شود و معمولا ملائت مرد با توقیف اموال او از طریق اجرای ثبت ثابت میشود.

چگونه مهریه را اجرا بگذاریم؟

اجرای مهریه امروزه از طریق اجرای ثبت امکانپذیر است و زوجه ای که ازدواجش ثبت شده با در دست داشتن عقدنامه به دفتر ازدواجی که عقد در آن واقع شده مراجعه کرده و تقاضای اجرای مهریه را می نماید و ابلاغیه ای جهت پرداخت مهریه به زوج ارسال می شود .

در صورت عدم پرداخت زوجه با مدارک خود به اداره اجرای ثبت رفته و جهت استعلام و توقیف اموال زوج در صورتی که مالی داشته باشد و جزو مستثنیات دین نباشد اقدام می کند. ولی در صورتی که زوج مالی نداشته باشد ولی حقوق بگیر دولت باشد زوجه می تواند درخواست توقیف یک سوم از حقوق او در صورت نداشتن فرزند و یک چهارم در صورت داشتن فرزند را بابت پرداخت مهریه بنماید. و در غیر اینصورت با تقدیم دادخواست مطالبه مهریه می تواند از طریق دادگاه اقدام کرده و جلب زوج را بگیرید ولی در صورتی که زوج دادخواست اعسار دهد و اعسارش پذیرفته شود آزاد می شود و پرداخت مهریه تقسیط شده و بصورت اقساطی پرداخت می شود.

حضانت چیست ؟

حضانت : تربیت و نگهداری از اطفال یکی از مهمترین مسائل جامعه بوده و هردوی والدین نقش بسزایی در این امر دارند به همین دلیل موضوع حضانت حق و تکلیف پدر و مادر بوده و یکی از اموری است. که موضوع دعوای بسیاری از زوجین بعد از جدایی قرار میگیرد .

مفهوم حضانت

حضانـت در لغت به معنی نگهداری است.
حضانـت در اصطلاح مراقبت از جسم و جان کودک وتعلیم وتربیت وپرورش روحی و معنوی کودک است.

احکام حضانت اطفال

مطابق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی:

پدر و مادر مکلف به حضـانت از فرزند میباشند. و همچنین این حق برای هر دو میباشد. حق تقدم پدر ومادر بعد از جدایی نیز باقی میماند واینگونه نیست که پس از جدایی دادگاه اختیار کامل داشته باشد. تا حضـانت را به هر کدام که میخواهد ویا به شخص دیگری بدهد.

بعد از جدایی حضانت اطفال، چه پسر و چه دختر تا ۷ سالگی با مادر و بعد از آن حضانت دختر تا ۹ سال تمام و پسر تا ۱۵ سال تمام قمری با پدر میباشد. و بعد از این سن فرزندان ، خود انتخاب می کنند که با کدام یک از والدین زندگی کنند. اگر در این مورد اختلاف به وجود آید دادگاه تعیین تکلیف میکند. البته ناگفته نماند که دعوای حضانت صرفا برای والدین طلاق گرفته نیست و ممکن است زوجین طلاق نگرفته باشند. و جدا از هم زندگی کنند و در خصوص حضانت و نگهداری فرزندان دچار اختلاف شوند.

حضانت

پدر و مادر میتوانند با توافق حضانت را به طرف دیگر واگذار کند.

طبق ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده حضـانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است مگر اینکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادستان دادن حضانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهند.

مطابق ماده ۱۱۷۰ چنانچه مادر در زمانی که حضـانت طفل با اوست به دیگری شوهر کند ویا به جنون مبتلا شودحضانت از او سلب میشود.

هیچ یک از پدر ومادر حق ندارند از حضانت طفل در مدتی که این وظیفه بر عهده آنها میباشد خودداری کنند. و در صورت امتناع، دادگاه هر یک از پدر یا مادری که از انجام وظیفه خود تخلف می کند. الزام به حضانت فرزند میکند واگر الزام ممکن نباشد نگهداری از فرزند به خرج پدر و در صورت فوت پدر به خرج مادر تامین می‌شود.

پس از رسیدن طفل به بلوغ موضوع حضـانت منتفی میشود. و فرد بالغ میتواند با هر یک از پدر ومادر یا پدر بزرگ ومادر بزرگ زندگی کند.

موانع حضانت

مطابق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی در صورت درمعرض خطر قرار گرفتن سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل از حضور نزد پدر ومادر در موارد زیر حضانت از آنها سلب میشود :

  1. اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر وقمار.

  2. اشتهار به فساد اخلاق و فحشا.

  3. ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی.

  4. سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مثل فساد و فحشا، تکدی‌گری وقاچاق.

  5. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

حق ملاقات

مطابق ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی در صورتی که پدر و مادر به علت طلاق یا به هر جهت دیگر در یک منزل سکونت نداشته باشند. هر یک از پدر ومادر که طفل تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل را دارد تعیین زمان ومکان ملاقات در صورت اختلاف ابوین با دادگاه است.
اجداد پدری و مادری هم حق ملاقات طفل را دارند.
هر گاه مسئول حضـانت مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی حق شود. برای بار اول به جزای نقدی درجه ۸(تا ده میلیون ریال )ودر صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم میشود.
مطابق ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضـانت طفل استنکاف کند. یا مانع اجرای آن شود یا مانع تحویل فرزند شود تا زمان اجرای حکم بازداشت میشود.

با توجه به اهمیت موضوع حضـانت با مشورت با وکیل خانواده مجرب در امر حضانت و ملاقات فرزند با حقوق خود در این زمینه بیشتر آشنا شوید.

باید ها و نباید های استرداد جهیزیه

استرداد جهیزیه یکی از مواردی که در هنگام طلاق می بایست توسط دادگاه تعیین تکلیف شود جهیزیه است.

جهیزیه یا جهاز به اموالی گفته میشود که توسط خانواده عروس تهیه شده و توسط عروس به منزل مشترک برده می شود و عرفا شامل کلیه وسایل زندگی مثل فرش و تلویزیون و یخچال و اجاق گاز و… میشود .

تهیه جهیزیه بر عهده زوج است یا زوجه؟

طبق ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی پرداخت نفقه زن در عقد دائم بر عهده شوهر است و طبق ماده ۱۱۰۷ نفقه شامل کلیه احتیاجات متعارف و متناسب با شرایط زن مانند مسکن و اثاث منزل و… می باشد.

همانطور که ملاحظه می کنید بر خلاف عرف و عادت و آن چیزی که بین مردم جا افتاد، قانونا تهیه جهیزیه که همان وسایل منزل برای زندگی مشترک است جزوی از نفقه بوده و بر عهده زوج است نه وظیفه زوجه و این تصور که جهیزیه را عروس باید به منزل شوهر بیاورد غلط است و در جامعه و میان اقوام مختلف ایرانی جا افتاده که تهیه جهاز وظیفه زوجه است و طبق رسومات کهن جهیزیه همیشه توسط عروس تهیه شده و به خانه داماد برده میشود.

استرداد جهیزیه

مالکیت جهیزیه

طبق ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی زن حق دخالت و تصرف مستقل در اموال و دارائی خود را دارد و جهیزیه ای هم که آورده دارائی او محسوب می شود و می تواند هروقت که بخواهد آنها را بفروشد و یا به هرکسی که بخواهد منتقل کند و یا هر نوع تصرف دیگری که بخواهد در آن انجام دهد و یا اینکه استرداد آن را از دادگاه بخواهد درواقع بلحاظ حقوقی مرد اباحه در انتفاع دارد یعنی زن به مرد اجازه استفاده از جهیزیه را می دهد .

استرداد جهیزیه

ممکن است زوجین در هنگام طلاق در خصوص جهیزیه اختلافی نداشته باشند که در اینصورت با توافق و بدون دخالت دادگاه جهیزیه تحویل زوجه می شود ولی اگر اختلاف حاصل شود حل اختلاف برعهده دادگاه است .

استرداد جهیزیه در صورت موجود بودن سیاهه

سیاهه جهیزیه نوشته ای است که لیست اثاثیه ای که به عنوان جهیزیه به منزل شوهر آورده می شود در آن نوشته شده و به امضای شوهر و شهود می رسد. بهتر است در سیاهه ، وسایل گران قیمت با جزئیات کامل مثل برند و قیمت نوشته شود. و به امضای داماد و چند مرد از خانواده داماد برسد تا در صورت بروز اختلاف و جدایی بدون مشکل بتوان جهیزیه را استرداد کرد.
اگر جهیزیه سیاهه داشته باشد میتوان با تقدیم دادخواست استرداد جهیزیه مستند به سیاهه را تقدیم کرد و از دادگاه خواست.

استرداد جهیزیه در صورت نداشتن سیاهه و با فاکتور خرید و سایر دلایل

ممکن است جهیزیه سیاهه نداشته باشد و یا از بین رفته باشد. در این صورت میتوان با ارائه فاکتورهای خرید استرداد جهیزیه را درخواست کرد ولی ممکن است جهیزیه ای نه سیاهه داشته باشد. و نه فاکتور خرید که در این صورت میتوان از شهادت شهود یا سایر دلایل مثل سوگند و اقرار برای اثبات دعوا استفاده کرد . اگر زوج در خصوص جهیزیه اقرار کند . دادگاه رای به استرداد جهیزیه را مستندا به اقرار او صادر خواهد کرد .

توجه داشته باشید بهتر است قبل از اقدام از طریق دادگاه با ارسال اظهارنامه به زوج استرداد جهیزیه را بطور رسمی مطالبه کنید ممکن است زوج جهیزیه را مسترد کند و کار به دادگاه نکشد ولی اگر مسترد نکرد اظهارنامه نیز میتواند به عنوان یکی از دلایل تقدیم دادگاه شود.

آیا زن میتواند قبل از طلاق و جدایی استرداد جهیزیه را بخواهد؟

همانطور که در بالا اشاره شد زن مالک جهیزیه است. و میتواند حتی قبل از طلاق استرداد آن را از دادگاه بخواهد و درواقع تقدیم چنین دادخواستی نشان دهنده تمایل زوجه به طلاق است.

آیا زن می تواند قیمت یا عوض وسیله ای از جهیزیه را که تلف شده بخواهد؟

مسلم است که جهیزیه در طول زندگی مستهلک شده. و ممکن است از بین برود و یا وسیله دیگری جایگزین آن شود و شوهر اثاثیه جدیدی برای زندگی مشترک خریداری کند. باید بدانید که زن فقط می تواند هرآنچه که به عنوان جهیزیه آورده استرداد کند و حق ندارد وسایل جدید را به جای جهیزیه بخواهد.

آیا طلاهایی که زوجه با خود به منزل شوهر آورده جزو جهیزیه محسوب می شود؟

در برخی موارد دیده می شود لیست طلاهای زوجه نیز در سیاهه جهیزیه نوشته شده و استرداد آن مستند به سیاهه از دادگاه خواسته می شود. باید در نظر داشت که جهیزیه عرفا وسایل و اثاثیه زندگی است که زن با خود به منزل شوهر می آورد و مورد استفاده مشترک زوجین است. ولی طلاها مورد استفاده مرد نیست و دست زوجه بوده و خود او از آنها استفاده می کند. و نمیتواند با سیاهه جهیزیه استرداد آن را بخواهد. بلکه در صورتی که مدعی است طلاها نزد شوهر بوده یا توسط او تلف شده می بایست حسب مورد دعوای حقوقی یا کیفری جدای از استرداد جهیزیه طرح کند.

آیا زن میتواند بدون اجازه شوهر جهیزیه اش را ببرد؟

همانطور که اشاره شد زن مالک جهیزیه ای است که به منزل شوهر آورده و میتواند هر تصرفی در آن بکند. و شوهر نمی تواند با عنوان سرقت از زن شکایت کند. و در صورت شکایت به نتیجه ای نمی رسد مگر اینکه ثابت کند اثاثیه ای را که مرد تهیه کرده نیز توسط زن برده شده .

استرداد جهیزیه

فروش جهیزیه توسط شوهر

فروش جهیزیه از جانب زوج در صورتی که زن رضایت نداشته باشد. مشمول جرم فروش مال غیر بوده و قابل تعقیب و مجازات است.

اعتراض به حکم استرداد جهیزیه توسط مرد

ممکن است برخی از وسایل جهیزیه را مرد تهیه کرده باشد. و یا بعدا خریده باشد که مالک این وسایل مرد می باشد و زن نمیتواند آنها را با خود ببرد و یا استرداد آنها را بخواهد.

اگر زن در لیستی که برای استرداد جهیزیه به دادگاه ارائه داده استرداد وسایلی که توسط مرد خریداری و تهیه شده را نیز بخواهد. مرد میتواند ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ از رای دادگاه تجدیدنظرخواهی کند .

تامین خواسته برای جلوگیری از اتلاف یا فروش جهیزیه توسط زوج

اگر جهیزیه در معرض تضییع باشد زوجه میتواند همزمان با دادخواست استرداد جهیزیه یا قبل یا بعد از آن دادخواست تامین خواسته نیز بدهد. که در اینصورت با صدور قرار تامین خواسته از طرف دادگاه میتوان با توقیف اثاثیه از تلف آن جلوگیری نمود.

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای استرداد جهیزیه

طبق ماده ۴ قانون حمایت خانواده دعوای استرداد جهیزیه در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد.  برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره با وکیل متخصص در استرداد جهیزیه با ما در تماس باشید.

طلاق از طرف زوجه (از طرف زن)

طلاق از طرف زوجه : طلاق یکطرفه ممکن است از طرف زوج یا زوجه مطرح شود . طبق قانون حق طلاق با مرد است و مرد می تواند بدون وجود دلیل خاصی هر موقع که اراده کند. با طرح دعوای طلاق از طرف زوج و پرداخت حقوق مالی زوجه ، همسرش را طلاق دهد ولی برای تقدیم دادخواست طلاق از طرف زوجه حتما نیاز به وجود دلیلی مبنی بر عسر و حرج زن است. و او نمی تواند بدون دلیل تقاضای طلاق نماید و دلیلی که برای طلاق ارائه می کند باید حتما محکمه پسند باشد. وگرنه دعوای او محکوم به رد خواهد شد.

دعوای طلاق از طرف زوجه یکی از دشوارترین و زمانبرترین دعاوی خانوادگی است. که ممکن است حتی سالها به طول انجامد.

وکیل طلاق از طرف زوجه

در نظر داشته باشید که اگر برای طلاق از طرف زوجه وکیل نداشته باشید. ممکن است پروسه طلاق خیلی طولانی تر شود و حتی با شکست مواجه شود چرا که پذیرش طلاق از طرف زوجه توسط دادگاه بسیار دشوار است. و دادگاههای خانواده عموما در این مورد برخورد سختگیرانه ای دارند و دعوا را رد می کنند.

بسیار پیش می آید که زن هیچ یک از دلایل احراز عسر و حرج برای طلاق را ندارد و معمولا به دلیل اکراهی که در نتیجه سو رفتار و سو معاشرت شوهر پیش آمده خواستار طلاق هستند. که راه دشوار و پر فراز و نشیبی درپیش دارند.

بنابراین توصیه می شود برای جلوگیری از اطاله وقت و هزینه و انرژی پرونده طلاق خود را به وکیل مجرب خانواده در امور خانواده و طلاق بسپارید .

طلاق از طرف زوجه (از طرف زن)

دادخواست طلاق از طرف زوجه نیازمند طرح دعاوی متعددی است. که جهت طرح دعوای طلاق لازم است و ممکن است شخص اطلاع از این امور نداشته باشد. و بعد از رد دعوا دچار سردرگمی شود به همین جهت حتما در این مورد به وکیل مراجعه کنید و یا مشاوره بگیرید.

دلایل طلاق از طرف زوجه

در عقدنامه که هنگام عقد نکاح به امضای زوجین می رسد شروطی ذکر شده است که در صورت احراز هر یک از این شرایط زن می تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید .
بند ب شرایط ضمن عقد عقدنامه به زوجه وکالت در طلاق با حق توکیل می دهد. که در صورتی که طبق بندهای ۱۲ گانه عقدنامه دچار عسر و حرج شد با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید و خود را مطلقه کند.

شروط 12 گانه

  1. اگر شوهر به مدت ۶ ماه به هر دلیلی نفقه زن را نپردازد و نتوان او را الزام به پرداخت نمود.
  2. اگر مرد با زن سورفتار داشته باشد و این بدرفتاری و سومعاشرت بقدری باشد که زن نتواند آن را تحمل کند.
  3. شوهر به بیماری صعب العلاجی که برای زن مخاطره آمیز باشد دچار شود .
  4. شوهر به جنون مبتلا شود.
  5. اگر زوج به شغلی که منافی با حیثیت و مصالح خانوادگی باشد مشغول بوده و علیرغم منع دادگاه به آن شغل ادامه دهد.
  6. زوج با حکم قطعی دادگاه به ۵ سال حبس و یا بیشتر محکوم شود یا به ۵ سال حبس بدل از جزای نقدی محکوم شود و حکم در حال اجرا باشد.
  7. زوج اعتیادی داشته باشد که برای زندگی مضر باشد و زوجه نتواند تحمل کند.
  8. شوهر زندگی خانوادگی را بدون دلیل ترک کند و یا به مدت ۶ ماه متوالی غیبت کند و عذر موجهی نداشته باشد.
  9. در صورتی که زوج مرتکب جرمی شود که مغایر با شئونا خانوادگی زن باشد و طی محکومیت قطعی مجازات تعزیری یا حدی در مورد او اجرا شود.
  10. زوج عقیم باشد و یا به هردلیل دیگری با گذشت ۵ سال از ازدواج بچه دار نشود.
  11. زوج مفقودالاثر باشد و تا۶ ماه از تاریخ مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.
  12. شوهر بدون رضایت همسرش ازدواج کند و یا در صورت تعدد زوجات عدالت را نسبت به آنها رعایت نکند.

عسر و حرج

این موارد تمثیلی هستند و از مصادیق عسر و حرج محسوب می شوند. و اگر زوجه دلایل دیگری برای طلاق ارائه کند که موجب عسر و حرج او در زندگی شده و ادامه زندگی زناشویی را برای او غیر قابل تحمل و دشوار کرده و این موضوع برای دادگاه ثابت شود حکم طلاق را صادر میکند.

زوجه میتواند با اثبات هر یک از موارد فوق در دادگاه وکیل از طرف زوج برای طلاق و بذل و قبول بذل مهریه به هر میزان که بخواهد شود و دادگاه زوج را الزام به طلاق زوجه می کند. و اگر الزام زوج ممکن نباشد به دستور دادگاه طلاق داده میشود.

طلاق به درخو است زوجه چگونه است؟

اگر خانمی قصد اقدام برای طلاق از همسرش را داشته باشد :

ابتدا می بایست به یکی از دفاتر خدمات قضایی مراجعه کند و دادخواست طلاق از طرف رزوجه را تقدیم کند . مدارک مورد نیاز برای ثبت دادخواست طلاق عبارت است از عقدنامه ، شناسنامه ، کارت ملی .

  1. بعد از تقدیم دادخواست ، دعوا به یکی از شعب دادگاه خانواده که صلاحیت رسیدگی دارد ارجاع می شود .
  2. از طریق سامانه ثنا وقت رسیدگی ابلاغ می شود.
  3. بعد از رسیدگی رای صادر شده و به طرفین ابلاغ می شود.

توجه داشته باشید که در صورت گرفتن وکیل تمام مراحل توسط وکیل انجام شده و نیازی به حضور شما در دادگاه و یا حتی در محضر برای ثبت طلاق وجود ندارد .

تمکین چیست و انواع آن در قانون

تمکین چیست و انواع آن در قانون : یکی از دعاویی که از طرف مرد در دادگاه مطرح می شود دعوای الزام به تمکین زوجه است که گاهی در مقابل دعوای الزام به پرداخت نفقه ای که زوجه مطرح کرده اقامه می شود تا با اثبات عدم تمکین ، عدم استحقاق زوجه به نفقه را ثابت کنند.

با گرفتن وکیل مجرب در امور خانواده نیاز به حضور شما در هیچ یک از مراحل دادرسی نبوده و با تجربیاتی که وکیل خانواده در این خصوص دارد. می توانید احتمال گرفتن رای به محکومیت طرف مقابل را بالا ببرید.

طبق ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی به محض اینکه عقد ازدواج بدرستی واقع شود رابطه زوجیت بین زوجین ایجاد شده و حقوق و وظایف آنها نسبت به هم ثابت می شود.

اقسام تمکین

تمکین به دو صورت تمکین عام و تمکین خاص می باشد.

۱. تمکین عام

تمکین به معنای اعم یعنی زن به وظایف خود در زندگی مشترک عمل کند و از شوهر خود اطاعت کند. و ریاست مرد بر خانواده را بپذیرد و با او خوش رفتاری کند و در منزلی که همسرش انتخاب و تهیه می کند زندگی کند.

2. تمکین خاص

تمکین زن به معنای اطاعت در مقابل درخواست های زناشویی همسر است به نحوی که در زمان نیاز مرد و درخواست برای برقراری رابطه زناشویی زن در دسترس بوده و خواسته همسرش را در حد متعارف برطرف سازد.

تمکین

ناشزه کیست؟

اگر هر یک از زن و شوهر نسبت به وظایفی که در مقابل هم دارند کوتاهی کرده و وظایف زناشویی شرعی خود را انجام ندهد ناشز یا ناشزه محسوب می شود.

 

آیا الزام به تمکین زوج امکانپذیر است؟

باید توجه داشته باشید که طبق قانون زن و مرد هردو مکلف به حسن معاشرت در مقابل هم می باشند و باید نسبت به هم تمکین کنند منتها دعوای الزام به تمکین از جانب شوهر اقامه می شود و اگر مرد به وظایف زناشویی خود عمل نکند دعوایی که زن بر علیه او اقامه می کند دعوای تمکین نیست. مثلا اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری کند زن میتواند با خواسته الزام به پرداخت نفقه طرح دعوا کند یا به اتهام ترک انفاق از او شکایت کند. گاهی نیز ممکن است عدم تمکین مرد با ترک منزل یا جدا کردن اتاق خواب همسرش بوده یا اینکه با او سو معاشرت داشته باشد که در اینگونه موارد زن می تواند با مراجعه به دادگاه درخواست طلاق بدهد .

به طور کلی امکان الزام فیزیکی هیچ یک از زن و مرد به تمکین وجود ندارد و ضمانت اجرای عدم تمکین از جانب زن مجوز عدم پرداخت نفقه از طرف مرد و جواز ازدواج مجدد مرد توسط دادگاه است و ضمانت اجرای عدم تمکین از طرف مرد اثبات عسرو حرج توسط زن در دادگاه و صدور حکم طلاق است .

زن چه وقت می تواند تمکین نکند؟

۱. اگر مرد درخواست نامعقول و نامشروعی از زن داشته باشد

تمکین زن از مرد به این معنی نیست که زن ملزم به اطاعت از خواسته های نامشروع و غیر معقول مرد است. و اگر شوهر همچین خواسته ای داشته باشد زن تکلیفی به پذیرش و انجام آن ندارد .

۲. استفاده از حق حبس

طبق قانون مدنی زن میتواند تا زمانیکه مهریه خود را بطور کامل دریافت نکرده از حق حبس خود استفاده کرده و تمکین نکند. که در اینگونه موارد عدم تمکین مجوز عدم پرداخت نفقه نمی باشد.

ضمانت اجرای عدم تمکین از طرف زن

عدم تمکین از جانب زن ضمانت اجرای کیفری ندارد. چراکه عدم تمکین جرم نیست و برای آن مجازات تعیین نشده است.
حال سوال این است که الزام به تمکین زوجه چه فایده ای دارد و اثر آن چیست؟
اگر زنی ناشزه بوده و از شوهرش تمکین نکند

با اثبات عدم تمکین زوجه در دادگاه :

  1. زن مستحق نفقه نیست. چرا که طبق قانون مدنی نفقه به زن ناشزه تعلق نمیگیرد.
  2. در هنگام طلاق زوجه مستحق حقوق مالی مثل اجرت المثل ایام زوجیت و نصف دارائی نمی باشد.
  3. حق ازدواج مجدد برای مرد ایجاد می شود و می تواند با اجازه دادگاه همسر دوم اختیار کند.

دادخواست الزام به تمکین

در صورتی که زوجه از همسر خود تمکین نکند. زوج می تواند با تقدیم دادخواست الزام به تمکین زوجه را از دادگاه بخواهد.
بهتر است قبل از تقدیم دادخواست الزام به تمکین ، اظهارنامه ای با همین عنوان بطور رسمی برای زوجه ارسال شود. و بعد ، اظهارنامه و نتیجه آن را به انضمام سایر مدارک به دادگاه ارائه کرد.

وکیل انحصار وراثت خانم

وکیل انحصار وراثت خانم : فوت هر شخص به تبع ، اثرات حقوقی متعددی به دنبال دارد. کسی که فوت میکند غالبا دارای وراثی است که طبق قانون از دارایی و ماترک احتمالی باقی مانده از او ارث می باشد.

گواهی تصدیق انحصار وراثت و کاربرد آن چیست؟

گواهی انحصار وراثت همانطور که از نامش پیداست حصر ورثه است. و با صدور این گواهی مشخص می شود که وراث متوفی چه کسانی هستند . برای هرگونه اقدامی جهت تقسیم ترکه یا برداشت از حسابهای بانکی متوفی و هرنوع اقدام دیگری در امور مربوط به متوفی وراث و سایر اشخاص ذینفع نیازمند به گواهی تصدیق انحصار وراثت می باشند.

وکیل انحصار وراثت خانم

برای گرفتن گواهی انحصار وراثت از کجا باید اقدام کنیم؟

گواهی انحصار وراثت از طریق شورای حل اختلاف محل آخرین اقامتگاه متوفی با درخواست یکی از ورثه یا وکیل او و هر ذینفع دیگری صادر می شود.  شما می توانید از طریق وکیل انحصار وراثت خانم در کوتاهترین زمان ممکن اقدام به اخذ گواهی انحصار وراثت کنید.

گواهی انحصار وراثت محدود و نامحدود:

این گواهی به دو صورت محدود و نامحدود صادر می شود. گواهی محدود زمانی صادر می شود که دارایی متوفی کمتر از پانصد میلیون ریال باشد. که بدون نیاز به آگهی از طرف شورا صادر می شود ولی در صورتی که دارایی متوفی بیش از پانصد میلیون ریال باشد اسامی وراث و سهم الارث آنها یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشار آگهی شده و بعد از یک ماه از تاریخ آگهی گواهی حصر وراثت بصورت نامحدود صادر می شود.

چه کسانی می توانند برای گرفتن گواهی انحصار وراثت اقدام کنند؟

برای گرفتن این گواهی هر یک از ورثه به تنهایی یا چند نفر از آنها باهم میتوانند اقدام نمایند. اگر یکی از ورثه وکالت از همه وراث داشته باشد حتما می بایست وکیل پایه یک دادگستری بگیرد.

هر شخص ذینفعی که قانونا حقی بر ماترک متوفی دارد. مانند شخص طلبکاری که با فوت مدیون ، طلبش لاوصول مانده و میخواهد از اموال بجا مانده از او طلبش را وصول کند. یا مثلا شخصی که ملکی را از متوفی خریداری کرده ولی قبل از تنظیم سند رسمی فروشنده فوت کرده. که در اینصورت نیز خریدار ذینفع محسوب شده و برای تقدیم دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی نیاز به گرفتن گواهی حصر وراثت دارد تا دعوا را به طرفیت ورثه طرح کند.

آیا گواهی انحصار وراثت قابل اعتراض است ؟

گواهی انحصار وراثت از جانب اشخاص ذینفع قابل اعتراض است. و در اینصورت شورای حل اختلاف با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از وراث به موضوع رسیدگی کرده و صرفا در خصوص تعداد وراث تصمیم گیری می کند. مثلا ممکن است اسامی یک یا چند نفر از وراث از قلم افتاده باشد. یا اسم شخصی که جزو ورثه نیست و یا قبل از متوفی فوت کرده باشد. جزو وراث ذکر شده باشد که مورد اعتراض واقع شود و اگر هر شخص ذینفعی در خصوص اثبات نسب یا نفی ولد یا اصل نکاح و طلاق و.. اعتراض یا ادعایی داشته باشد. می بایست از طریق دادگاه و نه شورای حل اختلاف طرح دعوا نماید. چرا که قانونا رسیدگی به این امور در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد نه شورای حل اختلاف.

چه مدارکی برای درخواست انحصار وراثت نیاز است؟

  1. شناسنامه متوفی.
  2. گواهی فوت.
  3. گواهی محضری دو شاهدی که متوفی را میشناختند مبنی بر اینکه وراث متوفی چه کسانی هستند.
  4. کپی شناسنامه وراث.

اقدام از طریق شوراهای حل اختلاف مستلزم صرف وقت و رفت و آمد زیادی است. که ممکن است برای وراث متوفی که در شرایط روحی مساعدی نباشند انجام این کار سخت باشد. ولی میتوانید با کمترین هزینه کار انحصار وراثت را به ما بسپارید و در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه برسید

وکیل تقسیم ترکه و دستور فروش

وکیل تقسیم ترکه و دستور فروش : هر شخصی که فوت میکند دارای یکسری دارایی می باشد. که این دارایی ها ممکن است مثبت باشد یا منفی.

تسیم ترکه چیست ؟

دارایی مثبت متوفی اعم است از حقوقی مثل حق اختراع و حق تالیف و مطالبات و اموال منقول و غیر منقول مانند زمین ، خانه ، خوردو و هر وسیله دیگری . ولی دارایی منفی متوفی عبارت است از دیون و بدهی هایی که در زمان حیات داشته است. و بعد از فوت جزو ماترک او به وراث می رسند. بدین نحو که اگر متوفی دینی داشته باشد بعد از فوت وی طلبکاران می توانند طلب خود را از ماترک متوفی وصول کنند .

وکیل تقسیم ترکه

در واقع وقتی شخصی فوت می کند. ابتدا مخارج کفن و دفن او از ماترک برداشته می شود و بعد اگر دینی داشته باشد آن دین ادا می میشود . سپس هرچه که از اموال باقی ماند بین وراث تقسیم می شود.

ممکن است وراث در تقسیم ارث باهم اختلافی نداشته و با توافق یکدیگر اموال بجا مانده از متوفی را بین خود تقسیم کنند. یا با فروش این اموال ثمن حاصله را بین خود تقسیم نمایند. وراث زمانی با مشکل مواجه می شوند که یک یا چند نفر از ورثه در تقسیم ارث توافق نداشته باشند .
شما میتوانید با کمک وکیل متخصص در پرونده های مربوط به ارث و تقسیم و فروش در اسرع وقت نسبت به تقسیم و اجبار سایر ورثه به فروش مال مشترک اقدام نمایید.

اگر یک یا چند نفر از وراث در تقسیم ارث توافق نکنند چاره چیست؟

در صورتی که حتی فقط یکی از وراث با تقسیم یا فروش ماترک مخالف باشد و مابقی وراث موافق آن باشند. و یا تنها یکی از آنها درخواست تقسیم یا فروش داشته باشد. ولی بقیه وراث مخالف باشند ، شخصی که درخواست تقسیم دارد. می تواند با تقدیم دادخواست تقسیم ترکه و حکم فروش در صورت قابل تقسیم نبودن آن به طرفیت کلیه ورثه ، الزام سایر وراث به تقسیم یا فروش را طبق ماده ۵۸۹ و ۵۹۱ قانون مدنی از دادگاه بخواهد .

دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و تشکیل جلسه با بررسی لیست اموال متوفی و استعلام از اموال منقول و غیر منقول و احراز مالکیت رسمی متوفی حسب مورد نسبت به صدور حکم به تقسیم و یا حکم فروش اموال از طریق مزایده اقدام می نماید.

استفاده از وکیل تقسیم ترکه

وکیل تقسیم ترکه و فروش ارث می تواند با تجربه و تخصص خود در این زمینه ، شما را در این امر که پیچیدگیهای خود را دارد به کار شما سرعت داده و از مشکلات احتمالی مانند رد دادخواست به دلایل شکلی و ماهوی که ممکن است. ماهها زمان شما را هدر بدهد جلوگیری نماید .

برای راهنمایی بیشتر و مشاوره حقوقی در زمینه ارث و تقسیم ترکه و فروش با ما تماس بگیرید.

طلاق به درخواست زوج یا مرد

طلاق به درخواست زوج یا همسر : اختلاف در زندگی مشترک امری طبیعی است اما گاهی این اختلافات به حدی می رسد که زندگی را برای طرفین دشوار می کند تا به حدی که زن و مرد به حد انزجار از یکدیگر می رسد.

درست است که طلاق در ذات خودش امری پسندیده نیست اما گاهی طلاق و جدایی تنها راه برای به دست آوردن آرامش و امید برای ادامه زندگی می باشد.

حق طلاق در قانون ایران به طور مساوی نیست این یعنی مردها از قدرت و اختیار بیشتری برای طلاق برخوردار هستند. به طوری که مرد هروقت که بخواهد می تواند همسرش را طلاق دهد حتی بدون دلیل !! اما زوجه یا زن اگر بخواهد از همسرش جدا شود باید دلیل یا مدرک داشته باشند. یعنی یا باید حق طلاق یا وکالت در طلاق داشته باشند یا به کمک وکیل طلاق عسروحرج را اثبات کند.

پرداخت حقوق مالی زن

شاید مهمترین دردسر مردها بعد از تصمیم بر جدایی لزوم و اجبار بر پرداخت حقوق مالی زن می باشد که کم هم نیست. حقوق مالی زن اعم از مهریه ، نفقه، اجرت المثل… می باشد

طلاق به درخواست زوج یا مرد

در صورتی که مرد بدون هیچ دلیل موجهی تصمیم بر جدایی و طلاق از همسرش بگیرد. باید تمام حقوق مالی زن را پرداخت کند. مگر اینکه زوجه نسبت به حقوق مالی خودش گذشت کند.

مهریه در طلاق از طرف مرد

سنگین ترین و مهمترین بدهی مردها به همسر خود پرداخت مهریه می باشد. در طلاق از طرف مرد مهریه زوجه باید تمام و کمال پرداخت شود.
اگر شما توان و ملائت مالی برای پرداخت هزینه و مهریه زن ندارید ناچاراً باید به کمک وکیل خانواده نسبت به درخواست اعسار اقدام کنید. اگر درخواست شما پذیرفته شود نسبت به تقسیط مهریه اقدام خواهد شد. وگرنه شما باید بدهی خود را نسبت به زوجه پرداخت نماید .

عواقب عدم پرداخت مهریه

ندادن مهریه به زن در طلاق از طرف زوجه عواقبی همچون توقیف اموال شوهر و همچنین توقیف یک چهارم حقوق وی اگر کارمند باشد و مسدو کردن همه حساب های مالی مرد می باشد بنابراین مهریه زوجه هم همچون بدهی تلقی می شود که تا آخر عمر بر گردن شماست و باید نسبت به پرداخت آن اقدام نمائید. البته راهکارهایی هم برای عدم پرداخت مهریه یا کاهش میزان مهریه وجود دارد که برای کسب اطلاعات بیشتر باید با وکیل متخصص مهریه مراجعه نماید.

نارضایتی زن در طلاق از طرف مرد

اگر مرد تصمیم بر طلاق و جدایی از همسرش بگیرد در صورت نارضایتی زن از این جدایی عملاً زن نمی تواند کاری کند فقط می تواند روند رسیدگی به پرونده را طولانی تر کند تا جایی که ممکن است تا یک الی دو سال هم به طول بیانجامد.

گواهی عدم امکان سازش در طلاق از طرف زوج

پس از درخواست طلاق از طرف زوج در صورت عدم حصول سازش قاضی گواهی صادر می کند به نام گواهی عدم امکان سازش.
این گواهی تنها 3 ماه اعتبار دارد این. یعنی اگر مرد در این مدت نسبت به جاری نمودن صیغه طلاق اقدام نکند .به صورت خودکار این گواهی دیگر اعتباری نداشته و آن دو همچنان زن و شوهر خواهند بود. بنابراین یکی از راه های اعلام انصراف از طلاق از طرف زوج سری شدن مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش و عدم جاری کردن صیغه طلاق می باشد.

طلاق از طرف زوج چقدر طول می کشد؟

نمی توان به این سوال پاسخ روشنی داد چون بسته به دادگاه و شعبه رسیدگی کننده به پرونده و نموه رفتار طرفین دعوا، پرونده طلاق از طرف زوج ممکن است زودتر یا دیرتر به نتیجه برسد. یکی از دلایل طولانی شدن پروسه طلاق از طرف زوج تکثر تعداد درخواست طلاق در دادگاه ها و در مرحله بعد اعتراض زوجه یا زن به طلاق می باشد. که ممکن است پرونده طلاق را تا یک الی 2 سال هم به درازا بکشد.

مدارک لازم برای طلاق از طرف زوج

مدارک لازم برای درخواست طلاق از طرف مرد عبارت است از:
به همراه داشتن شناسنامه و همچنین به همراه داشتن قباله ازدواج یا سند نکاح و سپس نوبت به تنظیم و ثبت دادخواست می رسد.

مراحل طلاق از طرف زوج

اولین و مهمترین کار مراجعه به وکیل متخصص خانواده و اخذ مشاوره حقوقی می باشد. سپس وکیل شما باید نسبت به تنظیم دادخواست طلاق از طرف زوج اقدام کند سپس نوبت به ثبت دادخواست در دفاتر خدمات قضایی می رسد. پس از تعین تاریخ رسیدگی به پرونده طرفین دعوا باید در دادگاه معین شده و در تاریخ مقرر حضور داشته باشند. اگر زوجه در دادگاه حاضر نشود قاضی رای به طلاق غیابی خواهد داد. و باز هم مرد می تواند نسبت به اجرای صیغه طلاق و نهایی کردن طلاق اقدام کند.

تنصیف دارایی در طلاق به درخواست زوج

شاید شما هم شنیده باشید که اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد باید نصف دارایی خود را به همسرش بدهد . این همان شرط تنصیف دارایی است.

نکته اینجاست که این یک اجبار و الزام از پیش تعین شده نیست بلکه مرد باید در ضمن شروط عقد شرط تنصیف دارایی را پذیرفته باشد. تا زن بتواند این حقوق را مطالبه کند اگر مردی درضمن قباله و سند ازدواج حرفی از تنصیف دارایی نزده باشد. یا این شرط را نپذیرفته باشد هیچ حقی برای زن وجود نداشته وخبری از انتقال نصف دارایی مرد به زن نخواهد بود.